تبليغاتX
به نام آنکه سرود زندگی را زمزمه کرد
چه کسی زندگی خوب می خواهد؟

این ضرب المثل قدیمی چینی را به خاطر بسپارید:
دانایان سکوت می کنند با استعدادها گفتگو می کنند و ابلهان اهل مجادله اند.


هر اندیشه ای را که در مغزتان جای دهید و به اصطلاح ملکه ذهن خود کنید همان فکر سر مشق زندگی روزمره شما می شود.

+ نوشته شده توسط چکاوک در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:54 |
 ولادت

ولادت امام محمد باقر را تبریک میگم

 امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشواى ما،جمعهى نخستين روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او را«محمد»ناميدند و«ابو جعفر»كنيه و«باقر العلوم»يعنى«شكافندهى دانشها»لقب آن گرامى است.

به هنگام تولد هالهيى از شكوه و عظمت نوزاد اهل بيت را فرا گرفته بود،و همچون ديگر امامان پاك و پاكيزه به دنيا آمد.

امام باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبتبه پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مىرساند،زيرا پدر او امام زين العابدين فرزند امام حسين،و مادر او بانوى گرامى«ام عبد الله» دختر امام مجتبى عليهم السلام است.

عظمت امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخناز والايى هاشميان و علويان و فاطميان به ميان مىآمد او را يگانه وارث آنهمه قداست و شجاعت و بزرگوارى مىشناختند و هاشمى و علوى و فاطميش مىخواندند.

راستگوترين لهجهها و جذابترين چهرهها و بخشندهترين انسانها برخى از ويژگيهاى امام باقر عليه السلام است.

دانش امام باقر عليه السلام نيز همانند ديگر امامان از سر چشمهى وحى بود،آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند،«جابر بن عبد الله»نزد امام باقر (ع) مىآمد و از آنحضرت دانش فرا مىگرفت و به آن گرامى مكرر عرض مىكرد:اى شكافندهى علوم! گواهى مىدهم تو در كودكى از دانشى خدا داد برخوردارى .

مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانهى امام بسيار مىآمد و به آن گرامى مىگفت: «در روى زمين بغض و كينهى كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم!و عقيدهام آنست كه اطاعتخدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى با توست،اگر مىبينى به خانهى تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى»

  امام باقر(ع)-بحارالانور,ج74,ص71:چهار چیز است که هر کس آن را دارا باشد خداوند برای او خانه ای لز بهشت می سازد:کسی که یتیمی را سر پرستی کند و به ناتوان رحم آورد,و با پدر و مادرش مهربان باشد ,و با زیر دست وبرده اش نرمش و مدارا کند .

امام باقر (ع),وسایل الشیعه,ج1,ص10:اسلام بر پنج پایه بنا گردیده است: نماز,زکات,روزه,حج,و ولایت وچنان که به ولایت فرا خوانده شده به هیچ چیزی فراخوانده نشده است.

نام :محمد  کینه:ابوجعفر  لقب:باقرالعلوم  نام پدر:  علی(امام سجاد)   نام مادر:فاطمه(دختر امام حسن) 

 تاریخ تولد:  2صفر با 1رجب 57هجری  محل تولد:مدینه  دوران رهبری:19سال 

مدت عمر: 57سال  تاریخ شهادت:  7ذی الحجه   114هجری  نام قاتل:ابراهیم بن ولیدبازهر

محل دفن:بقیع            

+ نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 21:3 |
                                             

                                       چه دردی است در میان جمع بودن

                            ولی در گوشه ای تنها نشستن

                            به رسم دوستی دستی فشردن

                            ولی با هر نفس قلبی شکستن

               

+ نوشته شده توسط چکاوک در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 19:47 |

    فطرس كه پرش را شرر قهر خدا سوخت

 

    آنكس كه بدادش پر پرواز حسين است

 

   

      

 

+ نوشته شده توسط چکاوک در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 19:50 |

یاد وصیت پدر در رفتن به شریعه

بعضی نقل کرده ان د:

حضرت علی (ع) در شب 21رمضان (ش ب شهادتش) عباس را در آغوش گرفت و به سینه اش چسبانید و فرمود :((پسرم!به زودی در روز قیامت به وسیله تو چشم روشن میگردد.))

پسرم!هنگامی که روز عاشورا فرا رسید و بر شریعه آب وارد شدی,مبادا آب بیاشامی در حالی که برادرت تشنه است.

حضزت عباس (ع) به این وصیت عمل کرد,تا آنجا که فرمود:

سوگند به خدا,از آب نمی چشم,با اینکه آقایم حسین (ع) تشنه است

 

عباس بی وفا تو نبودی

پر کرد مشک و پس کفی از آب برگرفت

می خواست تا بنوشد از آن آب خوشگوار

آمد به یادش از جگر تشنه حسین

              چون اشک خویش ریخت زکف,آب و شد سوار

برخود خطاب کرد که ای نفس اندکی

      آهسته تر که مانده حسین تشنه در قفا

عباس! بی وفا تو نبودی چنین چه شد؟

 نوشی تو آب و مانده حسینت درانتظار

شد با لبان تشنه از آب روان برون

    دل پرز جوش و مشک به دوش,آن بزر گوار

کردند جمله,حمله برآن شبل مرتضی

یک شیر در میانه و گرگان بی شمار

یک تن کسی ندیده و چندین هزار تیر

    یک گل کسی نچیده و چندین هزار خار

آمد به یادش از لب خشک برادرش

     شد غیر ت فر ات ,دو چشم به خون ترش

گفتا نخورده آب گلستان حیدری

  داری تو میل آب ,کجا شد برادری

تشنه است آنکه نو گل باغ فتوت است

       لب تر مکن ز آب که دور از مروت است

توآب می خوری او تشنه لب صفای تو کو ؟

    وصیت پدر مهربان وفای تو کو؟

نوشی تو آبوتشنه شه دین ر ضا مباش

    خوش نوکری ولیک چنین بی وفا نباش

گر دوستی ,به خاک ره دوست خاک شو

      آبی ب زن برآتش او یا هلاک شو

 

 بین الحرمین

 

+ نوشته شده توسط نرگس در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 1:34 |

   باز محرم شد ماه ماتم شد           دل عزادار عزای فخر آدم شد

ایام ماه محرم رو به همه دوستداران حسین (ع) تسلیت عرض میکنم

+ نوشته شده توسط نرگس در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 2:1 |
سلام سلاممممممممممممممممم من یلدا هستم یکی از نویسندگان گله این وبلاگ ولی این پست اولین پستمه تا الان افتخار نداده بودم که اپ کنم شوخی کردم جدی نگیرین اولین چیزی که میخوام بگم اینه که چند روز پیش یکی از فامیلامون فوت کرد و اگه میشه اول براش 1 فاتحه کوچیک بفرستین بعد بقییه متنو بخونین خواهش می کنم.خوب از کتابی نوشتن بیام بیرون چون مردم تا این چند خطو نوشتم

 بچه ها تروخدا میاین به وبلاگه ما نظر بدین جونه هر کی دوس دارین نظر بدین و یه ادرسی از خودتون جا بذارید تا منم تلافی کنم بعدشم ازین نظرا ندین که وبلاگه قشنگی بود به ما هم سر بزنین این طوری که نظر میدین ادم میفهمه که نخونده نظر دادی کلن میگم حلالتون نمیکنم نظر ندین بابا اگه میترسی از کارتت بره وبلاگه مارو واکن و از اینترنت بیا بیرون و بخون بعد دوباره وصل شو نظر بده و اگه به نظرتون چیزی کمو کسر داره بگید تا درستش کنیم ما بچه های انتقاد پذیری هستیم. وبلاگه بی نظر مثه اینه که بیای ایدیتو چک کنی و کسی برات اف نذاشته باشه

حالا بذار از نویسندگانه گلمون بگم ما دوستانه دورانه دبیرستان بودیم و رشتمونم کامپیوتره و با هم تصمیم گرفتیم که این وبلاگو تأسیس کنیم که سازندشو همه کارش چکاوکه و اگه به مشکلی برخوردین به ما بگین شاید تونستیم با مشورت با هم دیگه مشکلتونو حل کنیم به هر حال رشتمون کامپیوتره دیگه یه چیزایی ازش حالیمون میشه در اخر جا داره که به خاطره این که بچه ها وبلاگو اپ کردن تشکر کنم واقعا اپای قشنگی بود امیدوارم همین جور باقی بمونه خوب زیادی از کپنم حرف زدم اینم ایدیم:yalda_fblue    
دوستتون دارم بابای.

+ نوشته شده توسط یلدا در شنبه بیست و سوم دی 1385 و ساعت 21:18 |

اولین قدم برای ایجاد تغییر آن است که ببینیم که واقعاً چه می خواهیم;و درنتیجه هدفی را در نظر بگیریم وبه سوی آن حرکت کنیم.


هرگاه گرفتن تصمیم مهمی را دشوار یافتید،بدانید که علتش فقط یک چیز است:

نداشتن تصور روشن از ارزش های زندگی.


بدانید که شما در جایی گیر نمی کنید و در جا نمی زنید و محبوس نمی شوید،مگر ؟آنکه خودتان بخواهید.


اگر خواهان شرکت در بازی زندگی هستید و می خواهید برنده شوید،می بایست با بالاترین توان به بازی بپردازید.


بسیاری از مردم به این علت چهره ی غمگینی دارند که فکر می کنند باید خوشبخت تر از آن چه هستند باشند.

+ نوشته شده توسط نرگس در چهارشنبه بیستم دی 1385 و ساعت 1:22 |
عید غدیر

عید غدیر مبارک

+ نوشته شده توسط نرگس در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 3:15 |
الهی توفیقم ده 

که بیش از طلب همدردی همدردی کنم.

بیش از آنکه مرا بفهمند دیگران را درک کنم.

بیش از آنکه دوستم بدارند دوست بدارم.

زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.

+ نوشته شده توسط نرگس در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 1:9 |
آمار بازدبدکنندگان